دوست عزیز حتما توجه داشته باشید این دوره مکمل دوره ساخت سکوی اعتماد به نفس می باشد و قبل از استفاده از این دوره ابتدا باید دوره ساخت سکوی اعتماد به نفس را گذرانده باشید.
تجربه تلخ زندگی گذشته
در زندگی گذشته در بیشتر موارد سکوت کردی. همیشه حق را به همسرت دادی . از تمام حقوق خودت گذشتی برای اینکه آن زندگی را با چنگ و دندان نگه داری . خواستهای نداشتی و حتی برای خریدن یک تیکه لباس ارزان قیمت هم مقاومت نشان دادی . آرام آرام در باتلاق آن زندگی غرق شدی. نه تنها زندگی سرو سامان نگرفت بلکه هر روز حق تو بیشتر ضایع شد و از بین رفت.هر روز علاقه هایت بیشتر سرکوب شد و از بین رفت.
هرچه در زندگی مشترک گذشته موارد فوق را بیشتر تجربه کردی ، امروز احساس بدتری نسبت به زندگی گذشته داری .همچنین احساس میکنی تمام وجودت و اعتماد به نفست از بین رفته است.
تو چوب همان گذشتهای کاذب را خوردهای.همان جایی که خواستهایی داشتی و به خاطر دیگران از آن خواسته گذشتی.
احتمالا در زندگی گذشته تو خواسته یا ناخواسته چند رئیس برای خودت انتخاب کردهای. برای انجام هر کاری حتما نیاز به تایید همسرت داشتی . تایید او مستلزم تایید پدر یا مادر شوهر یا پدر یا مادر زن یا اشخاص دیگر بود که به نحوی آنها مدیریت تو و افکارت را برعهده داشتند.
آن روزهای سخت را هیچکس بجز تو نمیتواند تصور کند.هیچکس نمیتواند خودش را در جایگاه تو فرض کرده تا بداند تجربه تلخ چیست؟
چه بغضهایی که در گلویت شکست و هیچ مرحمی برایش پیدا نشد. هیچکس در آن حال و هوا تو را درک نکرد. انگار در خانواده بودی اما همیشه تنها در وجود خود زندگی میکردی. دیگران در کنار تو بودند تا تو کارهایشان را انجام دهی.
چگونه ضعفهای ما قدرتمند میشود؟
در زندگی گذشته به واسطه ضعف در رفتار و طرز فکر زندگی را با نخواستن شروع کردی . افرادی که در ابتدا برای تو دوست داشتی بودند، تا پایان زندگی مشترک رئیس تو بودند.مشکل اینجاست که اگرنخواهی برای این مسیری که در ذهن تو ایجاد شده کاری انجام دهی افراد دیگری پیدا میشوند و به زودی مدیریت تو را دردست خواهند گرفت.
شاید هم اکنون هم حضور آنها را در زندگیت احساس کنی.
احتمالا فرزندت اکنون به تیم آنها ملحق شده و او نیز فرمانروای کوچک زندگی توست.
امروز که طلاق گرفته ای بواسطه ضربه های روحی زندگی گذشته، بیشتر از قبل برای انتخاب و تصمیم گرفتن،ترس داری. زندگی برای تو مانند راه رفتن روی یک طنابی است که برفراز درهای بسته شده است. تو در هر لحظه ترس داری که انتخابی داشته باشی و آن انتخاب باعث سقوط کامل تو از روی طناب شود . بخصوص اگر همسر تو با کنایه ، نیش زخم و طعنه تو را سرکوب کرده باشد و تو هنوز به آن صحبتها فکرمیکنی و کابوس آنها را میبینی.
به تو این امید را می دهم که با کمک آموزشهای این دوره سکوی محکمی برای اعتماد به نفس خود بسازی و خواستههای زیبا و دوست داشتنی در خود ایجاد کنی و هر لحظه اراده کنی به آنها برسی.
در این دوره چه چیزی یاد میگیری؟
در ابتدا با ساختار عزتنفس و اعتمادبهنفس آشنا میشوی و تفاوت این دو را بررسی میکنیم.
چون ممکن است اعتمادبهنفس تو در بعضی زمینهها خوب باشد، اما عزتنفست آسیب دیده باشد؛ یا برعکس.
بعد بررسی میکنیم چه عواملی در طول زندگی باعث تخریب این ساختار شدهاند.
سپس سراغ ترس و احساس گناه میرویم؛ دو عاملی که میتوانند بعد از جدایی، قدرت انتخاب و تصمیمگیری را بهشدت تحت تأثیر قرار دهند.
یاد میگیری کجا واقعاً باید نگران باشی و کجا ترس و احساس گناه، مانع حرکت تو شدهاند.
در ادامه، قدرتها و توانمندیهای خودت را شناسایی میکنی و یاد میگیری چطور از آنها برای ساختن سکوی جدید اعتمادبهنفس استفاده کنی.
وابستگیهای فکری و عاطفی را بررسی میکنیم؛ همان وابستگیهایی که باعث میشوند برای انجام کارها دائماً منتظر شخص یا شرایط خاصی بمانی.
سپس روی قدرت انتخاب، تصمیمگیری و اجرای تصمیمها کار میکنیم.
چون ممکن است مشکل تو این نباشد که نمیدانی چه کاری باید انجام دهی؛
مشکل این باشد که بین تصمیم گرفتن و انجام دادن آن، فاصله زیادی ایجاد کردهای.
در نهایت، به نقطهای میرسی که بتوانی زندگی جدیدت را با انتخابها و تصمیمهای خودت بسازی؛ نه با ترس از قضاوت دیگران.
این دوره چه چیزی به زندگی تو اضافه میکند؟
قدرت انتخاب
بتوانی انتخاب کنی، بدون اینکه دائماً نگران ناراحت شدن دیگران باشی.
قدرت تصمیمگیری
بتوانی برای زندگی خودت تصمیم بگیری و مسئولیت تصمیمهایت را بپذیری.
استقلال روحی و عاطفی
برای احساس ارزشمندی خودت، دائماً به تأیید دیگران وابسته نباشی.
شناخت خواستههای واقعی
دوباره بفهمی چه چیزهایی واقعاً برای خودت میخواهی.
آرامش بیشتر
وقتی یاد بگیری تصمیم بگیری و با پیامدهای منطقی تصمیمهایت روبهرو شوی، از بلاتکلیفی فاصله میگیری.
تبدیل ایده به عمل
فقط درباره تغییر زندگی فکر نکنی؛ بتوانی برای آن اقدام کنی.
ساختن یک هویت جدید بعد از جدایی
طلاق قرار نیست برای همیشه بخشی از هویت تو باشد.
تو میتوانی بعد از جدایی، زندگی جدیدی بسازی که در آن انتخابهایت متعلق به خودت باشند
این دوره چه چیزهایی را از تو میگیرد؟
احساس بیلیاقتی
احساس بیارزشی
باور مخرب «من نمیتوانم»
ترس افراطی از تصمیم گرفتن
وابستگی به تأیید دیگران
احساس گناه هنگام بیان خواستهها
ترس از ناراحت کردن دیگران
باج دادن برای حفظ رابطهها
اضطراب هنگام قرار گرفتن بر سر دوراهی
ترس از قضاوت دیگران
و آن صدایی که سالها در ذهنت گفته:
«تو نمیتونی.»
این دوره برای چه کسانی مناسب است؟
این دوره برای توست اگر:
- بعد از طلاق برای تصمیمهای مهم و حتی ساده زندگی دچار تردید میشوی.
- هنوز تحت تأثیر حرفها و رفتارهای همسر سابق قرار داری.
- برای بیان خواستههایت احساس گناه میکنی.
- بیش از اندازه به نظر و تأیید دیگران وابستهای.
- از اشتباه کردن میترسی.
- برای هر تصمیمی نیاز داری با چند نفر مشورت کنی.
- احساس میکنی اعتمادبهنفست در رابطه قبلی آسیب دیده است.
- بعد از جدایی نمیدانی دقیقاً چه میخواهی.
- احساس میکنی سالها از خواستهها و حقوق خودت گذشتهای.
- میخواهی زندگی بعد از طلاق را با وابستگی کمتر و قدرت انتخاب بیشتر بسازی.
منتظر نظرات طلایی شما دوست عزیز در پایان همین صفحه هستیم.
قدرت های اصلی جهان در درون شماست آنها را به کار گیرید و جهان را مال خود کنید. امیدوارم همیشه در حال تغییر باشید.
ابوذریعقوبی
اعظم شریعتی –
من قبلا چند تا دوره عزت نفس رو دیده بودم تقریبا هیچ کدوم اینقدر اختصاصی روی آسیبهای زندگی مشترک کار نکرده .من یه مشکل داشتم که نه با دارو حل شد نه با جلسات روانپزشک نه با گروه درمانی نه حتی با مسافرت خارج از کشور اما این دوره تونست بهم کمک کنه تا حلش کنم .من شوهرم رو حین رابطه جنسی با یه زن دیدم واون آسیب باعث شده بود هر شب خواب اون صحنه وکابوسش رو ببینم واین دوره تمریناتی داشت که بهم کمک کرد تا اون کابوسها تموم بشه .ممنونم ازتون آقای دکتر
رزیتا حسین زاده –
سلام به کسانی که تو بدترین شرایط زندگی قرار گرفتن اما خودشون رو به هیچ وجه فراموش نکردن.من یه ازدواج سنتی داشتم با اینکه سنم پایین بود نظرم این بود که عشق وعاشقی برای ازدواج فایده نداره.اما این مسیری شد که من به نابودی مطلق برسم .نمی خوام در مورد زندگیم صحبتی کنم چون چیزی خارج از واقعیت بود.اما نتیجه اون ازدواج سه سال زندگی مشترک با دعوا وخیانت ودر آخرهرچه جنگیدم فایده نداشت.اشتباه کردم .چون یکی از گوشهام شنواییم رو از دست دادم.تازه فهمیدم باید طلاق بگیرم .درسته شوهرم برای گوشم بهم دیه داد وحق طلاق گرفتم وتا آخر عمرش باید مهریه بده اما من که شنواییم برنمی گرده .نابود بودم تا این سایت رو تواینترنت سرچ کردم وپیداش کردم .این دوره دقیقا با قلبم صحبت کرد خیلی تمریناش بهم کمک کرد تا اون آسیبهایی که شوهرم بهم وارد کرده بود رو درمان کنم.تا قبل این هرشب ضربات مشت همسرم به سرم به یادم میومد والبته دوره ساخت سکوی عزت نفس هم یه جور دیگه تونست منو سر پا کنه ولی هیچ کس تا حالا اینجوری باهام در مورد زخم هایی که همسرم بهم وارد کرده بود صحبت نکرده وخدا رو شکر می کنم که حالم خوب شدتو رو خدا تو رابطه بد نمونین خودتون رو نابود نکنین
مهتاب جان محمدی –
تو رو خدا وقتی طلاق گرفتین تا زخم هاتون رو درمان نکردین نرین تورابطه .من این استباه رو کردم ویه دوست پسر گرفتم که از شوهرم بیشتر نابودم کرد این دوره به من یاد داد دقیقا از همنجا که ضربه خوردم دوباره ضربه می خورم و دلیلش بد شانسی نیست آدمها میان ضعف هاتون رو بلد میشن ونابودتون میکنن این دوره ساعتها مشاوره ارزش داره
طاهره.ز –
من واقعا ازتون ممنونم چه حس خوبی دارم همین الان این دوره تموم شد ومن حس سبکی دارم اشکاز چشمام جاری شده نمیدونم اشک شوقه یا خداحافظی با هرچه درده .من داشتم از اینهمه کینه خفه میشدم والان حالم خوبه حالم خیلی خوبه یه جوری خودم رو پیدا کردم که هیچ وقت اینجوری به خودم فکر نکرده بودم اگه جای سیلیهای شوهرتون تو صورتتون حس میشه این دوره همه رو دونه دونه خوب میکنه همه رو می تونی ببخشی بعدش سبک میشی بعدش همه ذهنت آروم میشه این دوره رو ببینین تا بدونین من چی میگم.
آرمیتا سعادت –
چقدر حرفاتون تو دل وجون آدم میشینه .تنها مردی هستین که نسبت بهش حس تنفر وکینه ندارم .کاری که همسرم با من کرده بود منو به دنیای سیاه مرد ستیزی کشونده بود وتقریبا ارتباطم با همه آدمها حتی با برادرم ازبین رفته بود ممنونم که بهم کمک کردین منم سعی می کنم شما رو به هرکسی که مشکلی مثل من داره معرفی کنم تا نجاتش بدین
ماهرخ کاشانی –
من عاشقانه میپرستیدمش پسرخالم بود و از بچگی با هم بزرگ شده بودیم انگارهرطور مامانم با بابام رفتار می کرد باهاش رفتار کردم ازهمون ابتدای عقد مثل یه مرد پشت زندگیم بودم هرچی کادو عروسی داشتم از طلا وپول دادم بهش تا تو کار سرمایه کنه یادم نمیره تا 3 سال لباس نخریدم ومسافرت نرفتم تا بتونه توکارش هزینه کنه از صبح میرفت بازار ساعت ده یازده شب میومد ومن تو خونه تنها بودم ووقتی میومد مثل پروانه دور شمع بودم .تا اینکهکارش راه افتاد وماشین خرید خونه خرید و3 دانگ مغازه هم با دوستش شریکی خرید هیچ وقت من ازش خیانتی ندیدم اما اصلا بهم توجه نمی کرد .من حتی دانشگاه رفتن رو هم کنار گذاشته بودم .همه چیز رو برخودم ممنوع کرده بودم که اون بتونه پیشرفت کنه .وقتی وضعیت همه چی درست شد .خب منم خواسته هایی داشتم.دلم می خواست بهم محبت کنه .با هم بریم مسافرت بریم .برام وقت بذاره .اما اصلا اینچیزا براش مهم نبود .وقتی شروع کردم به گفتن نیازهام وگلایه کردم توهین هاش شروع شد همش میگفت من اشتباه کردم تورو گرفتم.هیچ کس نمیومد تو رو بگیره.من مغز خر خورده بودم که تو رو گرفتم.وهمه این حرفهاعین پتک تو سرم کوبیده میشد. من وظیفه م شده بود ظرف شستن وتمیز کردن خونه کارهای خونه داری .بشدت افسرده شده بودم .ویه جا تصمیم گرفتمهمه چیزو تموم کنم .وقتی داشتم طلاق میگرفتم وبعد از اون خالم هزارتا تهمت بهم زد که به شوهرم خیانت کردم واون منو طلاق داده همه اینها برام عذاب کامل بود. اما اتفاق بزرک بعد از طلاقم افتاد .یه نفرکه نفهمیدم کی بود از تلگرام بیشتر از 100 تا عکس از شوهرم برام فرستاد که با سه دختر گرفته بود .لباسهایی که تنش بود همونها بود که من هر روز براش اتو می کردم می پوشید واین ابتدای فروپاشی من بود همه عکسها رو گذاشتم تو گروه خانوادگی اما مرهم زخمهام نشد .اصلا باورم نمیشد به کسی سرویس میدادم که یه عمر بهم خیانت می کرد این 5 جلسه دوره آموزشی آبی بود که روی آتیش وجودم ریخته شد من واقعا حالم خوب شد اگه طلاق گرفتین وآسیب دیدن این دوره ورببینی اون یکی دوره ساخت سکوی عزت نفس رو حتما قبلش ببین واقعا حالتون رو برای همیشه خوب میکنه
محدثه قانع –
سلام ببخشید این دوره تمرینات عملی هم داره که بشه اجرا کرد یا یه فقط درحد مفاهیم تئوریه؟
ابوذر یعقوبی –
سلام سرکار خانم بله تمام جلسات دوره تمرینات عملی داره که تغیرات بنیادینی ایجاد میکنه
مامان شایان –
سلام خوبین من یه سوال داشتم ممکنه جواب بدین این دوره برای افرادیی که هنوز در رابطهی سمی هستن ولی قصد تغییر دارن هم مناسب است؟ یا فقط برای کسانی است که طلاق گرفتهاند؟
ابوذر یعقوبی –
وقت به مهر بله حتما بهتون این قدرت رو میده یا زندگیتون رو اصلاح کنین یا به این رابطه پایان بدین
توران امیری –
وقت بخیر من یه سوال دارم آیا مطمئنین که فقط با آموزشهای تئوری و حل تمرین ها این مشکلات عمیق رو میشه حل کرد؟ شاید نیاز به جلسات مشاوره فردی هم باشد درسته؟
ابوذر یعقوبی –
وقتتون به آرامش ،قطعا این دوره ودوره ساخت سکوی عزت نفس بهتون کمک میکنه تا شخصیتتون رو بصورت زیرساختی تغییر بدین
معصومه مظفری –
سلام خسته نباشین شما کارگاه حضوری ندارین که این مطالب رو بیان کنین؟
ابوذر یعقوبی –
وقتتون پر از آرامش یه دوره حضوری داریم که صفر تا صد زندگی پس از طلاق رو آموزش میدیم یکی از سرفصل ها همین بازسازی سکوی عزت نفس واعتماد به نفس پس از جدایی هست برای شرکت در دوره با همکاران ما تماس بگیرید 09103334017
Mehrzad,yavari –
من مهرزاد بودم، ولی سالها بود که خودم را نمیشناختم. همسرم پژمان همیشه میگفت:حق با منه، تو فقط حرفم رو گوش کن! و من گوش میکردم. حتی وقتی میخواستم یک بلوز ساده بخرم، صدایش در ذهنم میپیچید: پولت رو خرج چرت و پرت نکن! آرامآرام، با هر گذشتِ نادرست، وجودم کوچکتر شد. مثل یک گلدان شکسته که هر روز تکهای از خاکش را از دست میدهد.
یادم میآید:
وقتی مادرشوهرم گفت رنگ دیوارهای آشپزخانه زشت است، یک هفته تمام را نقاشی کشیدم تا رضایتش را جلب کنم.
وقتی دخترم یسنا ۷ ساله شد، به جای مهمانی دلخواهش، همان کیک سادهای را خریدم که همسرم مقرونبهصرفه میدانست. و شبها، زیر پتو، اشکهایم را پنهان میکردم. انگار گریه هم نیاز به اجازه داشت!
روز طلاق، باران نمیبارید آفتابی بود! انگار طبیعت هم مسخرهام میکرد:اینهمه برای این زندگی جنگیدی، حالا هیچچیز باقی نمانده!اما وحشتناکترین لحظه، وقتی بود که یسنا با چشمان معصومش پرسید:مامان، چرا دیگه بابا رو دوست نداری؟و من، زنی که همیشه بله میگفت، اینبار فقط سکوت کردم.
ضعف من ترس از تصمیمگیری (حتی برای انتخاب چای یا قهوه!). نیاز وسواسی به تایید دیگران. و این باور سمی که من لیاقت خوشبختی ندارم.یک شب، در حال گشتوگذار بیهدف در اینستاگرام، ویدیویی از دورهی بازسازی سکوی عزت نفس و اعتماد به نفس بعد از جدایی را دیدم. جملهای مثل تیر به قلبم نشست:
اگر امروز از ترسِ اشتباه، تصمیم نمیگیری، بدان که همین تصمیمنگرفتن بزرگترین اشتباه زندگیت است!
تمرینی از دوره که زندگیام را تغییر داد:
آقای یعقوبی از من خواست لیستی بنویسم از کارهایی که همیشه میخواستم انجام دهم، اما همسرم اجازه نمیداد. قلمم لرزید وقتی نوشتم:
۱. یادگیری رانندگی (۴۰ ساله بودم و گواهینامه نداشتم!).
۲. خرید یک دستبند نقره بدون احساس گناه.
۳. گفتن جملهی من این را دوست ندارم بدون عذرخواهی!
هفتهی اول: به یک کافه رفتم وفقط برای خودم قهوه سفارش دادم. نه به توصیه کسی، نه به عادت قدیمی!
ماه دوم: گواهینامه گرفتم. روز اول رانندگی، دستانم عرق کرده بود، اما آقای یعقوبی گفته بود: ترس تو را زنده نگه میدارد، ولی نباید اسیرت کند! ماه ششم: یسنا حالا به من میگوید مامانِ قوی. چون دیگر برای خرید لباسهایش منتظر تایید پدرش نمیماندیم!
امروز، ۲ سال پس از طلاق:
کسبوکار کوچکم (تولید عروسکهای دستساز) را راه انداختهام.
هر ماه یک ملاقات با خودم دارم: سینما، پارک، یا حتی سکوتِ بدون احساس گناه!
و مهمتر: یاد گرفتهام که نه گفتن، یک مهارت است، نه گناه